<% strLineColor = "#004A80" strLightColor = "#F2F6F9" %>

هم نام با زهرا...

سه شنبه، 19 خرداد، 1383 ساعت 14:3

وبلاگ "زهرا" خيلی زود معروف و محبوب شد و به عقيده خيلی ها اين محبوبيت را مديون روابط عمومی مجازی و واقعی مناسب تنها نويسنده و گرداننده اش است که نام خودش را برروی وبلاگش گذاشته.
زهرا در نخستين دوره معرفی بهترين وبلاگ های فارسی، جايزه بهترين وبلاگ با موضوع "زنان" را به خود اختصاص داد.

چند وقت است که وبلاگ داريد؟
نزدیک به 2 سال و نیم

از چه طريقی با وبلاگ آشنا شديد؟
از طریق چت با یکی از دوستانم که اون جزء اون بیست نفری بود که اولین وبلاگرا بودن و وقتی آدرس وبلاگ هودر رو اونجا دیدم و لیست وبلاگهایی ( که اون موقع بود) رو دیدم، از خوندن بعضی هاشون خوشم اومد و بعدش عقلمو از دست دادم و بلاگر شدم

شخصيتی که در وبلاگتان ساخته ايد،چقدر به خودتان نزديک است؟
سعی میکنم کاملا خودم باشم و این حسو دارم که بدون هیچ تغییری خودم هستم. فقط با چاشنی غر زدنها و بد اخلاقیهای که فقط توی وبلاگم دیده میشه

راجع به چه موضوعاتی بيشتر می نويسيد؟
وبلاگ من یه وبلاگ شخصیه! و بیشتر روزمره گیهام رو توش مینویسم. سعی میکنم راجع به اجتماع و خیلی از مواقع مشکلات ما دخترا هم بنویسم ولی مطالب تخصصی رشته ام و بعضی از مقالات و موضوعا و آهنگای مورد علاقه ام رو نیز توش می نویسم. البته اینا رو دوره ای مینویسم. گاهی اوقات هم در مورد سیاست و موضوع های روز مینویسم. کلا به نظر خودم وبلاگم یه وبلاگ اجتماعی – روزمره هست!


در طول مدت وبلاگ نويسی تغييری در موضوعاتی که به آنها می پردازيد وجود داشته است؟
آره خیلی زیاد. من اولاش که کسی منو نمی شناخت و ندیده بود، خیلی راحتتر راجع به وقایع دورو برم می نوشتم. ولی الان خیلی محتاط شدم و قبل از هر نوشته ای بیشتر فکر میکنم که اینو ننویسم بهتره! چون همه یه برداشت دیگه میکنن منظورم از همه خیلی از اونایی که منو دیدن هست به خصوص اینکه خیلی از همکلاسیها و استادام و بچه های دانشگاه و محل کارم و حتی رییسم وبلاگم رو میخونن . البته من شخصیت کاملا ثابتی دارم ولی موضوعهایی که مینویسم و جزئیاتش کلا فرق کرده. اگه خلاصه کنم اون جریان خود سانسوری رو کاملا قبول دارم و خودم دچارش شدم. خیلی از مواقعم چیزایی که دلم میخواد رو نمیتونم بنویسم به خاطر برداشتهای نادرست احتمالی..


به طور ميانگين تعداد بازديد کنندگان وبلاگ شما چقدر است؟
بین 1500 تا 2000 تا. البته از وقتی که لینک دونی گذاشتم همیشه بالای 2000 تا بوده.

بيشترين تعداد بازديدکنندگان از ابتدای آغاز به کار وبلاگتان تا کنون چقدر بوده است؟
6500

اين تعداد مربوط به چه زمانی بوده است؟
زمانی که در مورد حوادث کوی نوشته بودم و سایت گویا و خیلی از سایتای پر بیننده دیگه بهش لینک داده بودن. یه بارم در مورد زلزله بم نوشته بودم و سایت فارسی بی بی سی لینک داده بود که اون موقع هم همین قدرا شد.

برای جذب تعداد بازديدکننده کاری انجام داده ايد با خير؟ ؟
به نظر خودم که اصلا. بیشترشم به خاطر اینه که متاسفانه یه سریها انتقاد کردن رو بلد نیستن و به محض اینکه حالا به هر نحوی از نوشته هام خوششون نمیاد، برام فحش تایپ میکنن و برای همین من ترجیح میدم که بیشتر خودم رو بد اخلاق و یه دنده نشون بدم که این مدلی ها برن و همون دوستان خودم یا اونایی که حداقل فحش نمیدن بخونن برام کافیه. متاسفانه من فکر میکنم که بیشترین فحش رو توی این وبلاگستان میخورم و دلیلشم بیشتر اینه که همش از کارام و درسم مینویسم و حس میکنم که این به مذاق خیلیا خوش نمیاد و جالبه که همین خیلیام هر روز وبلاگم رو میخونن و هر روز هم فحش میدن. کلا اگه وبلاگستان جای امنی بود و ملت معنی درست آزادی بیان رو میدونستن، شاید خیلیا میتونستن که خودشون رو تبلیغ کنن و کاری کنن که بیننده شون زیاد بشه، اما متاسفانه با این وضع آدم ترجیح میده ازش فرار کنن


شما کارهای فنی وبلاگتان را خودتان انجام می دهيد؟
نمیدونم منظور از کارای فنی چیه؟ یعنی نمیدونم وبلاگ تا چقدر کار فنی داره! والا وبلاگ من از MT استفاده میکنه و فکر میکنم اکثر کارای فنی رو اون خودش انجام داده بقیه اش هم که مربوط به تنظیمات Host هست رو خود سرورم انجام میده. البته قالب وبلاگم رو یکی از خوانندگانم درست کرده ولی بقیه کاراش رو خودم انجام میدم (البته اگه کاری مونده باشه و بهش گفت کار فنی!)

تايپ مطالب را چطور؟
این یکی رو آره و یکی از معضلات منم همینه. با اینکه دانشجوی نرم افزارم و اینهمه تایپ انجام دادم بازم همیشه مشکل دارم توی این یکی. اولاش که دیوانه میشدم چون اصلا فارسی بلد نبودم و کیبردهای دانشگام لیبل فارسی نداشتند و من همش مجبور بودم از روی تصویری که توی سایت خاطره بود (الان این سایت دیگه آپدیت نمیشه) حروف رو ببینم ولی کم کم خودم یاد گرفتم ولی خوب اعتراف میکنم که هنوزم وبلاگم پر غلط املایی و این حرفاست.

از ابتدا وبلاگتان را خودتان ساختيد؟
آره خود خودم. خودم شروع کردم و اولش یه وبلاگ توی بلاگر زدم. یادمه دو ساعت وقتم رو گرفت ولی وقتی ساختمش کلی ذوق کرده بودم. البته از راهنمای ساخت وبلاگ هودر خیلی استفاده کردم و ساختمش.

چند ساعت در روز برای وبلاگ وقت صرف می کنيد؟
برای این یکی الگوی ساعتی خاصی ندارم! یعنی واقعا نمیتونم بگم چند ساعت؟! چون گاهی اوقات میشه که مثلا چند روز اصلا وقت نمیکنم وبلاگم رو ببینم و بعضی از روزا مثلا 2 ساعت براش وقت میذارم. فکر میکنم اگه میانگین بگیرم، به طور متوسط در روز شاید کمتر از نیم ساعت. شایدم کمتر از اینه مطمئن نیستم. چون من کار هم میکنم و خیلی از مواقع اگه موضوعی پیش بیاد (روزمره) یا خبر جالبی بشنوم زودی مینویسم. کلا برای تایپ مطالب بیشتر از 10 دقیقه وقتم رو نمیگیره.

تا چه ميزان سعی می کنيد روزانه مطلب داشته باشيد؟
این یکی رو اصلا سعی نمیکنم چون دلم نمی خواد که هر روز فحش بخورم؛اقلا یه روز در میان یا دو روز در میان بهتره. من به طور متوسط توی هر ماه 12 تا مطلب دارم. ولی جدیدا که وبلاگم لینک دونی داره، یه قسمتی هست که خوانندگانم لینکا رو میذارن و من هر وقت اومدم، معمولا یه تعدادی رو انتخاب میکنم و میذارمش توی وبلاگ. یعنی لینکام تقریبا هر روزه آپدیت میشه.

قبل از اينکه با وبلاگ آشنا شويد باز هم به نوشتن علاقه داشتيد؟
بله. من قبلا برای یه مجله ای شعرام و نوشته هام رو می فرستادم که اکثرا چاپ میشد. چند بار هم برای بعضی از روزنامه ها مقاله های راجع به موضوعات رشته ام فرستادم که اونام چاپ شدن. جدای از اینا من دارم یه کتابی رو مینویسم که سعی میکنم تا سال دیگه حتما چاپ بشه (البته اگه براش مشکلی پیش نیاد).
نوشته های دفترهام هم که کلی زیادن و دفترای زیادی رو پر کردم که خوشبختانه روم نمیشه که به کسی بدم که بوندش

اگر وبلاگر نمی شديد، باز هم مطلب می نوشتيد؟
آره! آخه ببین تا کسی علاقه به نوشتن نداشته باشه، اصلا وبلاگ نویس نمیشه. من خوانندگانی دارم که هر روز برام کامنت میذارن و همیشه از خوندن کامنتاشون لذت میبرم و دلم میخواد که وبلاگ داشته باشن، اما حس میکنم که علاقه به نوشتن ندارن برای همین نمی نویسند. من به شخصه اگه وبلاگ نبود بازم از راههای دیگه ای مینوشتم و بازم علاقه داشتم یه سری افراد از هر قشر وبلاگ رو بخونن و نقدم کنن.

به فکر کسب درآمد از وبلاگتان نيفتاده ايد؟
من اولاش اصلا به این فکر نبودم. یعنی تا همین یک سال پیش اصلا! ولی وقتی که یه سری سایتها بهم میل زدن که سایتشون رو معرفی کنم و در ازاش به من مبلغی بدن تازه برام تازگی داشت. اولاش که اصلا قبول نمیکردم و اصلا به ایمیلاشون هم جواب نمیدادم. ولی تازگیها یه دونه شون که مال یکی از دوستام بود رو قبول کردم. کلا به نظرم پذیرش همچین مسئله ای سخت میاد! مثلا من زیاد دلم نمیخواد وبلاگم تبلیغی و اینا بشه..
ولی خوب اینکه دارم بعضی از ابزارهای Brave tools رو تبلیغ میکنم برای اینه که از اونا پول نگرفتم. این در جواب لطف اوناست که به من هاست مجانی و نا محدود دادن
البته از وقتی که لینک دونی زدم به نظرم میاد که این لینک دونی میتونه منبع درآمد خوبی باشه. به نظرم میاد لینک دونی بیشتر سایتها بیشتر از مطالب اصلیش طرفدار داره و برای خودمم اینطوریه. چون خیلی از سایتها بهم پیشنهاد دادن که مثلا چند روز پشت سر هم لینک سایتشون اونجا باشه (چون تعداد کلیک کنندگانش معلومه). یه بارم خواستم ضمنی اینو توی وبلاگم بگم، اما یادم اومد که یه بار هودر در این باره نوشته بود و متاسفانه کلی فحش خورد.

به نظر شما وبلاگ می تواند درآمدزا باشد؟
آره به نظرم خیلی میتونه باعث درآمد باشه. من جدیدا به این مسئله فکر کردم. به خصوص وبلاگهایی که توی زمینه های تخصصی و حتی علمی یا سیاسی مینویسن، به نظرم اینا خیلی بیشتر میتونن در آمد داشته باشند. هر چند که خود من و شما میدونیم که اکثر خوانندگان طرف وبلاگای شخصی میرن. مثلا من وبلاگای تخصصی زیادی سراغ دارم که خواننده هاشون خیلی کمه. مگه اینکه توی سایتهای پر بیننده خودشون رو تبلیغ کنن (یعنی در واقع از خودشون خرج کنن) و البته بعد یه مدتی خواننده هاشون زیاد میشه و میتونن در آمد زیادی داشته باشند.
ولی کلا به نظر من وبلاگ خیلی بیشتر از یک سایت میتونه درآمد زا باشه. چون وقتی میری سراغ وبلاگت حس میکنی که یه کسی الان نشسته پشت کامپیوتر و باهات تعامل مستقیم داره ولی آدم این احساس رو راجع به سایتی نداره. من به شخصه خودم تبلیغات وبلاگا رو میبینم ولی مال سایتها رو زیاد نه.

به نظر شما ممکن است شغلی به نام "وبلاگر" وجود داشته باشد؟
خوب اگه وبلاگی درآمد زا باشد، لابد میتونه وبلاگر هم یه شغل باشه! البته بیشتر به خود اون وبلاگر و چیزی که مینویسه ربط داره! نه اینکه هر کی وبلاگ بنویسه بهش گفت که شاغله! مثلا شاغل به کسی میگن که طوری درآمد داشته باشه ( یا خودش به دست بیاره یا بالاسریش بهش بده) توی وبلاگ که بالاسری نیست مجبوری خودت درآمد ایجاد کنی که توی ایران این خیلی کار سختیه! یعنی کلا توی ایران تجارت الکترونیک و تبلیغات اینترنتی کلا جدی گرفته نمیشه وگرنه میتونست اونم به نوعی یه شغل باشه و آینده خوبی داشته باشه. هر چند که درآدمی که از این طریق به وبلاگر میرسه هم خیلی کمه. شاید بشه به عنوان یه شغل دوم نامش برد. یا یه شغل جانبی. ولی کلا نمیشه صرفا وبلاگر بودن رو شغل دونست! چون خیلی از اینایی که الان وبلاگر هستند عملا شغلی دیگه ای ندارند و خیلیاشون درسشون تموم شده و عملا درآمدی هم ندارن. اینطوری بیشتر علافی میشه تا شغل
البته میگم اگه کسی واقعا عرضه اش رو داشته باشه که از سایتهای زیادی تبلیغات بگیره، میتونه درآمدی هم از طریق وبلاگر بودنش داشته باشه و اونطوری مشکل جوانان و بیکاری هم حل میشه!!

***
نام و نام خانوادگی: زهرا ...
سن: 21
تحصيلات: دانشجوی مهندسی نرم افزار
شغل: همون بالایی
نام وبلاگ زهرا
آدرس وبلاگ: http://zahra-hb.com

لينك گفتگو