|
وبلاگ اما ضد خاطرات
چهارشنبه، 20 خرداد، 1383 ساعت 20:9
اميرمسعود فرهمند تقريبا دوسال و نيم است که به جمع وبلاگرها پيوسته اما به گفته خودش حضور مداوم و يک نواختی نبوده است. وی چندی پيش به جمع دات کامی ها اضافه شده و نوشتن وبلاگ "ضدخاطرات" را ادامه می دهد.
چند وقت است که وبلاگ داريد؟ حدود دو سال و نيم – گرچه آن وسطها هم چند مدتي از در-وبلاگ-نوشتن دست کشيدم. گمانام آن موقع، تعداد وبلاگرهاي ايراني، حدود 100 تا 200 نفر بود.
از چه طريقی با وبلاگ آشنا شديد؟ يکي از دوستانام (صاحب وبلاگ راز) آدرس سايت "سردبير: خودم" را بهمن داد و گفت ببين حسين درخشان چه کرده است. حسين را از زمان BBS ماورا ميشناختم. مدت زيادي طول نکشيد تا خودم هم وسوسهي وبلاگ داشتن پيدا کردم.
شخصيتی که در وبلاگتان ساخته ايد،چقدر به خودتان نزديک است؟ شخصيت وبلاگيام، تنها بخشي از شخصيت مرا تشکيل ميدهد و اينکه کدام بخشاش را تشکيل ميدهد، در طول زمان کم و بيش تغيير ميکند. شايد شبيه به نورافکني باشد که لحظهاي تاريکيها و ناديدنيهاي مرا مينماياند و بعد فورا دوباره آن را در تاريکي رها ميکند. با اين حال، به نظرم نميتوان گفت کدام شخصيت، شخصيت واقعيي فرد است چون هر رفتار فرد در متنهاي مختلفي که قرار ميگيرد، تفاوت ميکند. مثلا منِ در مهماني، با منِ جلوي استادم و با منِ کنار دوست صميميام چندان شباهتي ندارد. با اين همه، شايد نگاه عقلاني و طنز خفيفي، پشت همهي شخصيتهايام قرار گرفته باشد و در ضدخاطرات بيش از اغلب جاهاي ديگر نمود پيدا کند.
راجع به چه موضوعاتی بيشتر می نويسيد؟ در طول زمان فرق کرده، اما بيشتر بياناي بوده از دغدغههاي ذهنيام. پس، بيشتر فردگرايانه بوده و گاهي که از فردگراييام جدا ميشده است -و به روابط آدمها و اجتماعشان برميگشته است- رنگي مجرد و "به ظاهر" جدا از دنياي واقعي ميگرفته است. اگرچه، آن دنياي واقعي هميشه تاثير خود را گذاشته است.
در طول مدت وبلاگ نويسی تغييری در موضوعاتی که به آنها می پردازيد وجود داشته است؟ بله! گاهي مجرد ميشده است و گاهي به دنياي واقعي نزديک، و زمانهايي احساساتي ميشده است و اوقاتي عقلگرا. حتي نوع ادبياتي که به کار ميبرم نيز بنا به شرايط فرق ميکند.
به طور ميانگين تعداد بازديد کنندگان وبلاگ شما چقدر است؟ هربار که وبلاگام را تعطيل ميکردم، افت شديدي پيدا ميکرده است و پس از بازگشايي، دوباره آرام آرام زياد ميشده، اما به نظرم 40 تا 50 بازديد کننده متوسط آن بوده است.
بيشترين تعداد بازديدکنندگان از ابتدای آغاز به کار وبلاگتان تا کنون چقدر بوده است؟ حدود 350 بازديد کننده.
اين تعداد مربوط به چه زمانی بوده است؟ همين چند وقت پيش و به خاطر زلزله بم و پيشبينيهايي که دربارهي آن شده بود و مطلبي که دربارهاش نوشته بودم.
برای جذب تعداد بازديدکننده کاری انجام داده ايد با خير؟ نه چندان! در ابتداي راهاندازياش، به دوستانام خبر داده بودم. وگرنه اغلب نه لينکاي رد و بدل ميکنم (جز بعضي از دوستانام و آنهايي که اغلب ميخوانمشان) و نه چندان در وبلاگ ديگران –جز دو، سه وبلاگ مشخص- کامنتاي ميگذارم. با اين همه، اين -برخلاف نظر خيليهاي ديگر که بازديدکنندههايشان به طور کاملا اتفاقي وبلاگشان را کشف ميکنند- معادل "اصلا و ابدا" نيست!
شما کارهای فنی وبلاگتان را خودتان انجام می دهيد؟ بله!
تايپ مطالب را چطور؟ بله! براي چنين کاري از کاغذ استفاده نميکنم.
از ابتدا وبلاگتان را خودتان ساختيد؟ بله!
چند ساعت در روز برای وبلاگ وقت صرف می کنيد؟ تغييرش در روزهاي مختلف زيادست، اما متوسط آن (البته با واريانس بالا!!) کمتر از نيم ساعت است.
تا چه ميزان سعی می کنيد روزانه مطلب داشته باشيد؟ چندان تلاشي نميکنم،گرچه بدم نميآيد. نگوييم هر روز، اما هر يکي دو روز يک بار نوشتهاي در آن بگذارم.
قبل از اينکه با وبلاگ آشنا شويد باز هم به نوشتن علاقه داشتيد؟ بله! هم نوشتههاي با خواننده مينوشتم و هم بيخواننده! باخوانندههاياش از بيش از 5 سال پيش از شروع جريان وبلاگها آغاز شده بود (در شبکههاي محلي مثل ماورا، پيام و صبا).
اگر وبلاگر نمی شديد،باز هم مطلب می نوشتيد؟ بله! گرچه شايد تعداد خوانندههايام اين چنين زياد (اگر به 50 يا 100 نفر بگوييد زياد)، نبود.
به فکر کسب درآمد از وبلاگتان نيفتاده ايد؟ خير!
به نظر شما وبلاگ می تواند درآمدزا باشد؟ بله! ايدههاي مختلفي مطرح شده است و باز هم مطرح خواهد شد. از ايدههاي سادهاي مانند تبليغ کردن گرفته تا در نظر گرفتن وبلاگ به عنوان نوعي از روزنامهنگاري به عنوان حرفه و حتي به عنوان روشي غيرمستقيم به صورت کسب سرمايهي اجتماعي و پيدا کردن روابط جديد که ميتواند در نهايت به روابط درآمدزا منجر شود.
به نظر شما ممکن است شغلی به نام "وبلاگر" وجود داشته باشد؟ بله!
با اينکه در سوالات پيشبيني نشده است تا چيزي بيش از اينها گفته شود، اما در نهايت ميخواهم سوالي بپرسم: ميدانيم وبلاگها به ظاهر آزاديي بيان زيادي در اختيار فرد قرار دادهاند. سوالام، اما، اين است که وبلاگها چگونه در آزاديي انسانها ميتواند نقش بازي کند. منظورم تنها بيان آن چيزي نيست که در رسانههاي رسمي قابل گفتن نيست، بلکه در آزاد شدن انسانها از بند خودسانسوري و جهل است. آيا وبلاگها ميتوانند به دليل طبيعت گسترده و سهولت استفادهشان، باعث گسترش آگاهيي اجتماعي شوند و در نهايت جامعه را به جايي برسانند که مصاديق جهل (زورگويي، استعمار فکري، جنگ و ...) نمود پيدا نکنند؟ يا اينکه در ٱخر وبلاگها جامعه را تنها به نوع متفاوتي از جهل سوق ميدهند؟ - درست شبيه به راديو و تلويزيون.
*** نام و نام خانوادگی: اميرمسعود فرهمند سن: 23 تحصيلات: دانشجوي فوقليسانس شغل: دانشجو نام وبلاگ: ضدخاطرات آدرس وبلاگ: www.SoloGen.net لينك گفتگو 
|